پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
107
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
چه خواهد گو همى كن . مرد ، شرح واقعه با متوكّل بنوشت . مخدول گفت : تا كس را از زيارت مانع نشوند . از آن پس مردمان ، آسوده خاطر به زيارت همىرفتند تا سال هجرت به 247 برآمد . باز با وى گفتند كه شيعيان كوفه و سواد به زيارت همىروند و در آنجا بازارى بر پاى كردهاند . دگر باره يك تن از قواد خويش را بفرستاد و سپاهى با وى همراهى كرد و منادى نمودند هر كس به زيارت رود خون و مال وى در هدر باشد ، باز اين جمله بسنده نداشته ، گفت : تا قبر مطهّر نبش كنند و آن زمين شيار كنند . مردمان از بيم جان ازين سعادت بماندند و باز در صدد جستجوى طالبين برآمد كه خداوند زياده فرصتش نداد و كشته شد و آن مقصود كه وى را بود انجام نيافت . مگر وقتى منتصر - پسرش - حاضر بود كه متوكّل حضرت صدّيقهء طاهره را دشنام مىداد . در اين مسئله از مردى فتوا خواست . گفت : كشتن وى واجب شده و لكن آن كس كه پدر بكشد دير نپايد . منتصر گفت : بارى چون فرمان خداى برم از مردن چه باك ؟ ! و غلامان ترك را برانگيخت تا مخدول را بكشتند و وى نيز پس از پدر هفت ماه زندگانى يافت . مرحوم فرهاد ميرزا قضيّهاى را در همين رابطه نقل مىكند كه بر خوش اعتمادى و رادت وى به ساحت مقدّس مولى الكونين ابى عبداللّه الحسين ( ع ) دارد : ابو الفرج در مقاتل الطّالبين از محمّد بن الحسن الاشنانى روايت كرده كه در آن ايّام روزگارى برآمد كه به زيارت امام نرفته بودم و از بُعد عهد ملول بودم . حالى تن به مخاطرت در داده از كوفه به در آمدم و مردى از عطّاران نيز مساعدت و مصاحبت من نمود . بدين گونه روز پنهان و شبها در سير بوديم . نيمشبى كه عوانان و مستحفظين خفته بودند از غاضريّه گذشته به مشهد مقدّس آمديم و ضريح مقدّس را ندانستيم كجاست ؟ كه صندوق مطهّر از جاى برگرفته و به اطراف مرقد مبارك ، آب افكنده بودند . بسى پژوهش و تفحّص كرديم تا مرقد مطهّر بيافتيم ، و ما خويشتن بر قبر افكنده بسى گريستيم ، بويى سخت خوش از آن تربت فائح بود . با مرد عطّار گفتم : آخر نگويى اين چه رايحه است ؟ ! گفت : من ندانم ! كه در تمامت زندگى بويى چنين نيكو به مشام من نرسيده است . هنگام معاودت با يار خويش نشانها گذاشته با قبر مطهّر بدرود نموده بازگشتيم . چون متوكّل كشته شد با جماعتى از طالبين و زمرهاى از شيعيان به كربلا رفته ، آن علامات باز جستيم و چنان كه از پيش بود آثار قبر پديدار كرديم .